غزل جونم7 سالشه و آوا نازمغزل جونم7 سالشه و آوا نازم، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره

الی و عروسکهای نازنازیش

بالاخره پشه غیرت نیشم زد اومدم آپیدم

1392/4/25 0:48
نویسنده : مامان الی
1,244 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترای ناز نازیم عروسکای خوشمل من و بابا حسنی

به خداااااااااااااااااااااااااااااااااااشرمنده که نتونستم این مدت بیام وبتون عسیسای من اگه بگم بهتون  که الانه نزدیکه یه ساله که درگیر جابجایی خونه و بنایی و اساس کشی و هزار تا کار دیگه بودیم شاید باور نکنین ولی خیلی مراقب بودم اذیت نشید 2-3 ماهی بیشتر خونه عزیز جونی و بابا طلا (مامان و بابای خودم)نوه ها به بابام میگن بابا طلا چون مثل طلاست ارزشمند ارزشش از هرچی طلا و جواهره بیشتر هم بابام هم مامانم واقعا که یه دونه اند و همتا ندارن اگه روزی صد مرتبه هم قربون صدقه اشون برم بازم کمه شماها که خیلی دوسشون دارین مخصوصا آوای بلا که وقتی میبینشون اینقدر دلبری میکنه که نگو خلاصه که چند وقتی مزاحمشون بودیم البته عمه های ناز و مهربونتم تعارفمون میکردند کیمیا و کیاناکه خیلی خیلی اصرار داشتن شب خونه اشون بخوابیم دختر عمه های خوشگلت رو میگم که خیلی دوستون دارند و همینطور شما خلاصه حولو حوش اسفند ماه 91 بود که اومدیم خونه جدیدمون

 

این خونه جدیدمونه که بهم ریخته و وسایلامون ریخته تو حیاط اونم فرش همسایه بغلی که در حال خونه تکونیه ماه اسفنده

چندتا عکس از فضولی آوا جیگررررررر آخه اونجا رفتی چکار؟؟

چندتا عکس از لحظه لحظه های اون روزا

خونه عمه زهرا شب تولد علی و محمد بود که دیدیم رفتی سر وقت پلاستیک نون ویکی برداشتی ازش

آوا قبل از رفتن به مدرسه غزل

توی مدرسه غزل

غزل و دوستش

شقایق خواهرزاده ام -نیلوفر خواهر خودم وعشق آوا که خیلی دوسش داره- غزل جونم

شقایق ستایش نیلوفر و غزل چهار تایی توی یک مدرسه هستند

 پست بعدیاز مسافرت چابهار میزارم ............

بوس بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

منا مامان الینا
26 تیر 92 9:55
سلام عروسکهای خوشکلم خوبید عزیزهای ناز نازم از دست این مامانی ؟ کوجا بودین شما عایا؟ آخه نمیگید ما دلمون میتنگه واسه این آوای جیگری خوشکل جینگیلی بلای خودم و غزل خوشششششششششکلم مامانی پیش ما هم که دیگه نمیای
منا مامان الینا
26 تیر 92 9:56
مامانی اجازه هست من آوا رو یه گاز کوچولو بگیرم؟ آخه اون عکسش که اونجوری دلبرانه نشسته روی مبل که دل از برده عسیسسسسسسسسم قلبونش
صفورا مامان آوا
10 مرداد 92 12:00
وااااااااای عزییییییییییییییزم بخورم من این دو تا دختر شیرینوووووو میگم موهای آوا رو تو عکسه که لباس نگ رنگی پوشیده با چی بستی خیییییییلی خوشگل شده کشه یا گل سر؟؟؟؟
صفورا مامان آوا
10 مرداد 92 12:01
راستی عکس جشنوارشون عااااااااااااااااااااالیه خیلی ایده ات جالب بود
سحر
10 اسفند 92 3:00
سلام الی جونم . الان که غزل و توی لباس مدرسه دیدم یاد مسافرتمون افتادم که کوچولو بود منو تو ماشینتون راه نمیداد . ماشاالله بزرگ شده .خانم شده
مامان الی
پاسخ
عزیزم یادته چقده خندیدیم واای خدا یااااااادش بخیر
نیلو خاله اوا و غزل
16 تیر 93 22:23
سلام عزیزم می خواستم عذرخواهی کنم خاله جون اگه دعوات کردم معذرت می خوام
ستایش جون
30 بهمن 93 15:39
سلام خاله جونم از روز تولد من و شقایق با غزل اوا داری عکس بزار باش خاله خوبم
ستایش دخترخاله آوا وغزل
2 خرداد 94 14:42
سلام خاله یک چیز من توی این عکس نبودم